|
۲۰ حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام : ۱. هر كه تقيه ندارد ايمان ندارد . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 308) ۲. نفس كشيدن كسى كه براى ما اندوهگين است و براى ستمى كه به ما شده غمگين است ، تسبيح است . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 320) ۳. هر كس كه از نيكى خود شادمان و از بدى خويش بدحال گردد او مؤمن است . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 329) ۴. سه چيز از علامات مؤمن است : علم به خدا و هر كس را كه خدا دوست دارد و هر كس را كه دوست ندارد . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 331) ۵. اگر خواهى اصحاب مرا بشناسى بنگر به كسى كه پرهيزگاريش بسيار باشد و از خالق خود بترسد و به ثواب او اميدوار باشد . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 333) ۶. زن مؤمن از مرد مؤمن كميابتر است و مرد مؤمن كميابتر از كبريت احمر است . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 339 - 340) ۷. مؤمن از چهار چيز يا يكى از آنها بر كنار نيست : مؤمنى كه بر او حسد برد ، اين از همه براى او سختتر است ، منافقى كه از او دنبالگيرى كند ، دشمنى كه به جنگ او برخيزد ، شيطانى كه گمراهش كند . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 349) ۸. دنيا زندان مؤمن است و از چه زندانى خير و خوشى آيد . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 349) ۹. اجر بزرگ با بلاى بزرگ است و خدا هيچ قومى را دوست نداشته جز آن كه گرفتارشان ساخته . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 351) ۱۰. بر مؤمن چهل شب نگذرد ، جز آن كه پيشامدى برايش شود كه غمگينش سازد تا موجب تذكرش گردد . ۱۱. اگر مؤمن پاداشى را كه براى مصيبتها دارد بداند ، آرزو مىكند كه او را با قيچى تكه تكه كنند . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 354) ۱۲. اگر بندهء مؤمنم دل آزرده نمىشد سر كافر را با دستمالى آهنين مىبستم كه هرگز سردرد نگيرد . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 356) ۱۳. چيزى از دنيا به بندهاى عطا نشد ، مگر براى عبرت گرفتن و چيزى از او بركنار نگرديد مگر براى آزمودن . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 360) ۱۴. هيچ رگى زده نشود و پائى به سنگ نخورد و سردرد و مرضى پيش نيايد مگر به جهت گناهى . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 370) ۱۵. گناه ، بنده را از روزى محروم مىكند . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 372) ۱۶. هر گاه مردى گناه كند ، در دلش نقطهء سياهى برآيد ، پس اگر توبه كند محو شود ، و اگر بر گناه بيفزايد ، آن سياهى افزايش يابد تا بر دلش غالب شود ، سپس هرگز رستگار نشود . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 373) ۱۷. تأثير كار بد در صاحبش از تأثير كارد در گوشت زودتر است . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 374) ۱۸. كسى كه قصد گناهى كند ، نبايد انجام دهد چون گاهى بنده گناهى مرتكب شود و خداى تبارك و تعالى او را ببيند و فرمايد : به عزت و جلالم سوگند ، ديگر بعد از اين تو را نيامرزم . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 374) ۱۹. خدا نعمتى به بندهاى نداده كه از او بگيرد جز آن كه گناهى كه به سبب آن سزاوار سلب نعمت شود . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 376) ۲۰. نه به خدا سوگند كه خدا هيچ طاعتى را با اصرار بر هر گناهى كه باشد نپذيرد . (اصول كافى ، ج 3 ، ص 395
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 21:39  توسط ثریا
|
|
|