تبليغاتX
ریکی و انرژی - انسان
دوست عزیز احسان پرسیده اند که :

احضار روح و ارتباط با ارواح از نظر شرعی کار درستیست ؟

جواب : اگر احضار روح موجب ايذاء روح شخص که ايذائش حرام است بشود جايز نيست . چون روحها محدود هستند و نمی توانند هر وقت که بخواهیم حاضر شوند .

***

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

انسان يك موجود دو وجهي است، يك وجه آن، وجه فيزيك، صورت، وجه خاكي، ظاهر و وجه مُلكي ناميده مي‌شود و وجه ديگر آن، وجه متافيزيك، سيرت، وجه افلاكي، باطن و وجه ملكوتي گفته مي‌شود. وجه متافيزيك انسان نيز داراي مراتب و بخش‌هاي مختلف مي‌باشد. اگر بخواهيم نسبت اين دو وجه را با كسر نشان دهيم، وجه فيزيك حدود 1%  (و حتي كمتر از اين) و وجه متافيزيك حدود 99%  (وحتي بيشتر از اين) از وجود انسان را تشكيل مي‌دهد. اين در حالي است كه انسانها آن 99% را بطوركلّي فراموش كرده‌اند و از ياد برده‌اند و فقط به همان 1% توجه دارند، غافل از اين‌كه وجه فيزيكـي علاوه بر ناچيز بودنـش از لحاظ كمـي، مانايـي و پايـداري كيفـي نيز ندارد و به زودي انسـان مجبور به رها كردن آن خواهـد شد.

از خوانندگان گرامي دعوت مي‌شود كمي در اين‌باره بينديشند، وقت انسـانها از صـبح تا شـب و از شـب تا صبـح چگـونه صـرف مي‌شـود؟ معمولاً اكثر مردم از صبح تا شـب كار مي‌كنند، تا پـول در بيـاورند و پـول را براي مسكن، پوشاك و غذا كه از اهم نيازهاي جسم است، صرف مي‌كنند. شب تا صبح هم مي‌خوابند، براي آنكه جسم به استراحت بپردازد و فردا بهتر كار كند. پس همه‌ي اينها براي جسم و بُعد فيزيكي و همان 1% است و بخش ناچيزي از‌ آن بطور غيرمستقيم به بُعد ماورايي مي‌رسد. آن مقدار از وقت يك انسان كه در طول شبانه‌روز با كسب علم و ايمان آن‌هم از روي عشق و با آگاهي صرف مي‌شود، به روح و بُعد ماورايي و همان   99% مي‌رسد. آن‌هم علم فقط به‌خاطر علم و ايمان از روي معرفت و آگاهي است كه بر روح اثر مثبت مي‌گذارد. حال اين سؤال مطرح است كه هر انسان چه مقدار از 24 ساعت وقت خود را صرف كسب علم و ايمان بدان صورت كه ذكر گرديد، مي‌كنـد؟

علم و ايمان نقش بسيار مهمي در حيات معنوي و ماورايي انسان دارند و دو بال پرواز انسان به‌سوي تكامل مي‌باشند. فراموش نشود كه اين دو با هم ارزشمند هستند و پرنده با يك بال نمي‌تواند پرواز كند. بعضي انسان‌ها علم را مي‌گيرند و ايمان را رها مي‌كنند، اينان به تباهي و ظلمت خواهند رسيد، گروهي نيز ايمان را مي‌گيرند و علم را رها مي‌كنند، اينان نيز حداقل در جا خواهند زد. ائمه‌ي اطهار عليهم‌السلام و معصومين بزرگوار در اوج مراتب علمي و ايماني بوده‌اند و هر دو را در كنار هم داشته‌اند. امام يا پيغمبري يافت نمي‌شود كه عالم باشد ولي معنوي نباشد و يا سرشار از معنويت باشد ولي عالم نباشد. در تاريخ مي‌خوانيم كه ُحكّام غاصب وقت به كرات براي رسواكردن ائمه‌اطهار عليهم‌السلام، به خيال واهي خودشان، آنان را مجبور به مباحثه‌ي علمي با دانشمندان وقت نمودند، ولي همواره نه تنها ائمه‌ي بزرگوار در اين مباحثه‌هاي علمي پيروز و سربلند شدند، كه دانشمندان طرف مباحثه در مقابل مقام و منزلت علمي اين بزرگان سر تعظيم فرود آوردند.

بياييد بر اين جمله ی زيباي انيشتين دانشمند و فيـزيكدان نامي- توجه نماييم: « دين بدون علم كور است و علم بدون دين كر است. »

 

Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 20:6  توسط ثریا  |