مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
قرآن كريم، نامهي عاشقانهي خالق به مخلوقات، روح را از امر پروردگار ميداند، و ميفرمايد: « قل الروح من امر ربي». « ابو بصير ميگويد از امام باقر (عليهالسلام) يا امام صادق (عليهالسلام) دربارة آية « و از تو دربارة روح ميپرسند، بگو روح از امر پروردگار من است» سوال كردم، فرمود: روح آن چيزي است كه در وجود جنبندگان و مردمان است. عرض كردم: آن چيست؟ فرمود: آن از (عالم) ملكوت و از (عالم)قدرت است.» (ميزان الحكمه، ج 5 ، ص 2155)
« امر» از « عالم امر» ميآيد، عالم امر فاقد زمان و مكان، به مفهوم عام رايج آن است؛ آفريدن در عالم امر آني است و تدريجي نميباشد. در اين عالم، وجود هر موجودي به صورت مستقيم، تنها مستند به خداي تعالي است. نقطه مقابل عالم امر، عالم خلق است كه مقيد به قيود زمان و مكان بوده، از انرژي و ماده تشكيل شده است؛ خلق در عالم خلق تدريجي است. در اين عالم، وجود هر موجودي به صورت غير مستقيم و با وساطت علل و اسباب، مستند به خداي تعالي است.
صاحب الميزان مينويسد: « امر عبارت است از وجود هر موجود از اين نقطه نظر كه تنها مستند به خداي تعالي است، و خلق عبارت است از وجود همان موجود از جهت اينكه مستند به خداي تعالي است با وساطت علل و اسباب.» ايشان همچنين معتقد است كه: « امر خدا عبارت از كلمه ايجاد او است و كلمه ايجاد او همان فعل مخصوص به او است بدون اينكه اسباب وجودي و مادي در آن دخالت داشته و با تاثيرات تدريجي خود در آن اثر بگذارند، اين همان وجود مافوق نشأه مادي و ظرف زمان است و روح به حسب وجودش از همين باب است يعني از سنخ امر و ملكوت است.» (ترجمه الميزان، ج 13 ، ص 273)
در تفسير شريف الميزان آمده است: « امر خدا -كه روح هم يكي از مصاديق آن است- از جنس موجودات جسماني و مادي نيست، چون اگر بود محكوم به احكام ماده بود و يكي از احكام عمومي ماده اين است كه به تدريج موجود شود، وجودش مقيد به زمان و مكان باشد، پس روحي كه در انسان هست، مادي و جسماني نيست هرچند كه با ماده تعلق و ارتباط دارد.» نويسندهي اين كتاب ارزشمند، همچنين در رسالهي انسان قبل از دنيا مينويسد: «فوق عالم اجسام كه مشتمل بر نظام تدريجي است، عالم ديگري است مشتمل بر موجودات غير تدريجي (يعني غير زماني)، و هرموجود زماني از نظام تدريجي، قائم و متفرّع بر موجودات امريّه آن عالم است و به عبارت ديگر موجودات امري با موجودات نظام تدريجي همراه و بدانها محيطند. »
برخي مفسرين اعتقاد دارند كه « قل الروح من امر ربّي » دلالت بر استنكاف حضرت حقتعالي از جواب به سؤال حضرت رسول گرامي اسلام در مورد روح دارد. در حاليكه علامه طباطبايي و جناب ملاصدرا اعتقاد دارند كه حضرت حقتعالي در اين آيه واقعاً حقيقت روح را بيان كرده، آن را از امر ميداند و امر را در جاي ديگر قرآن تشريح ميكند. جناب آقاي صادق لاريجاني در تعليقات خود بر كتاب « انسان از آغاز تا انجام » چنين مينويسد:«بعضي از مفسرين تعبير قل الروح من امر ربّي را اعراض از جواب به سؤال يسئلونك عن الروح دانستهاند: خداوند به پيغمبر دستور ميدهدكه با گفتن اينكه « روح از امر پروردگار من است » از جواب حقيقي به سؤال سرباز زند…اما جمعي ديگر از مفسرين تعبير فوق را پاسخي حقيقي به سؤال مذكور ميدانند. حقيقت روح از عالم امر است و همين مطلب هم در آيه شريفه ذكر شده است، پس متضمّن هيچگونه اعراض از جواب نيست. مرحوم صدرالمتألهين در اسرارالآيات (ص105) به همين نظر تصريح ميكند، مرحوم علامه هم همين نظر را اختيار نمودهاند.»
در ادامه آيهي مذكور نيز ميفرمايند كه « از علم به شما نداديم مگر اندكي» عدهاي نيز اين بخش را به عنوان دليل مطرح ميكنند، كه چون خداوند فرموده: اندكي از علم به شما داديم، پس نبايد بيش از اين اندك به دنبال آن علم (شناخت روح) رفت. در اينجا اين سؤال مطرح است كه اندك از چه مقدار؟ خيلي مهم است كه اصل و كل چقدر بوده، چون اندكي آب از يك ليوان آب با اندكي آب از يك اقيانوس آب متفاوت ميباشد. پس اندك از يك اقيانوس، براي ما انسانها بسيار زياد ميباشد. به ياد داشته باشيد كه اين نيز دليل بر ممنوعيت رفتن به سمت روحشناسي نميباشد.
دانشمند فرزانه و مفسر كبير حضرت علامه طباطبايي در تفسير الميزان ميفرمايند «… قرآن كريم همواره اصرار و تاكيد دارد در اينكه بندگان خدا نظر خود را منحصر در محسوسات و ماديات نكنند…»
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 11:15  توسط ثریا
|
|
|