تبليغاتX
ریکی و انرژی - متافيزيک و چشم سوم ( ۱۹ )
 

مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

چشم سوم (ختم کلام) :

خداوند متعال در شب معراج فرمود:

« اي احمد! آيا مي‌داني چه عيشي گواراتر و چه زندگي‌اي ماندگارتر است؟ عرض كرد: خداوندا نمي‌دانم. فرمود: آن زندگي‌اي گواراتر است كه صاحبش از ذكر من غافل نگردد و نعمت مرا در بوتة فراموشي نگذارد و جاهل به حقّ من نباشد و شب و روز به دنبال كسب رضا و خشنودي من باشد.

اما زندگي جاودان و ماندگارتر آن است كه صاحبش آن چنان روشي نسبت به نفس خود به كار گيرد كه دنيا در نظرش پست و در چشمش كوچك و آخرت در ديدگان او بزرگ گردد و خواستة مرا بر خواستة خودش مقّدم بدارد و رضايت و خشنودي مرا بطلبد و حق نعمت مرا بزرگ بداند و رفتار مرا نسبت به خودش به خاطر بسپارد و در شب و روز كه مي‌خواهد نافرماني و گناه نمايد مرا در نظر بگيرد و مراقب باشد و دل خود را از آنچه ناخوش دارم، دور سازد و شيطان و وسوسه‌هاي او را دشمن بدارد و نگذارد بر دلش راه يابد، پس اگر چنين بود، من نيز محبّت خود را در دلش اسكان مي‌دهم تا اين‌كه دل او را كاملاً از آن ِ خود سازم و دلش را از دنيا فارغ و به آخرت مشغول نمايم و او را چون محبّان ديگرم، از نعمتهاي تازه بهره‌مند سازم و چشم و گوش و دلش را باز كنم تا اين‌كه با دلش بشنود و با آن به جلالت و عظمت من نگاه نمايد به‌طوري كه دنيا را بر او تنگ سازم و لذّت‌هاي دنيوي را دشمن او قرار دهم و او را از دنيا و آنچه كه در دنياست بترسانم همانطور كه چوپان گوسفندان خود را از چراگاه‌هاي خطرناك مي‌ترساند و دور مي‌نمايد، او را از گناهان دور سازم و چون بنده‌اي به اين مقام دست يافت، از مردم مي‌گريزد و گوشه‌گيري اختيار مي‌نمايد و از دنياي فاني به دنياي باقي منتقل مي‌شود، از خانة شيطان به خانه خداوند رحمان پناه مي‌آورد.

اي احمد! چنين بنده‌اي را به هيبت و عظمت زينت مي‌دهم، اين است عيش گوارا و زندگي جاويدان و اين است مقام اهل رضا و خشنودي؛ پس هر كس طبق رضا و خشنودي من رفتار نمايد، سه خصلت را ملازم او مي‌سازم: با سپاسگزارئي او را آشنا مي‌كنم كه جهل به آن آميخته نيست و ذكري به او مي‌دهم كه با فراموشي مخلوط نشود و محبّتي به او ارزاني مي‌دارم كه محبّت مرا بر محبّت آفريدگانم مقّدم بدارد؛ پس چون مرا دوست بدارد من نيز او را دوست خواهم داشت و چشم دلش را به شكوه و جلال خود باز خواهم نمود و بندگان مخصوص خود را از او پنهان نخواهم ساخت؛ پس در تاريكي شب و روشنايي روز با او سخن گويم تا اين‌كه سخن گفتن او با آفريدگانم قطع شود و با ايشان مجالست ننمايد و سخنان خود و فرشتگانم را به گوشش برسانم و رازي را كه از مردم پنهان كرده‌ام در اختيارش قرار دهم و لباسي از حيا و شرم بر او بپوشانم تا همة مردم از او شرم نمايند و بر روي زمين راه مي‌رود در حالي كه آمرزيده شده است و دل او را شنوا و بينا سازم و چيزي از بهشت و دوزخ براي او پنهان نمي‌كنم. و او را به آنچه در قيامت بر مردم مي‌گذرد از قبيل ترس و وحشت، آگاه نمايم و او را بر حساب‌رسي كه از ثروتمندان و فقيران و نادانان و عالمان به عمل خواهد آمد مطّلع كنم و قبر او را نوراني نمايم تا اين‌كه نكير و منكر را براي سئوال و جواب نزد او بفرستم، اما اندوه مرگ و تاريكي قبر و لَحد و بيم روز قيامت را نبيند، پس براي او ميزانش را نصب نمايم و نامة عملش را بگشايم، آنگاه نامة عملش را در دست راست او بگذارم و او آن منشور را مي‌خواند و آن هنگام ديگر مترجمي بين من و او نيست و من با او بدون واسطه سخن گويم؛ پس اينهاست صفات مُحبّان و دوستان.» (طريق عرفان، ص139 تا 141)

 

Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 20:50  توسط ثریا  |