تبليغاتX
ریکی و انرژی - متافيزيک و چشم سوم ( ۵ )
 

مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

عملكردها، فعاليت‌ها و وظايف چشم سوم  :

چشم سوم پل ارتباطي فيزيك و متافيزيك، ظاهر و باطن، جسم و روح، تن و روان، مغز و ذهن و خودآگاه و ناخودآگاه است.

چشم سوم پلي براي رفتن به فراسوي ابعاد مكان و زمان مي‎باشد. بُعد فيزيكي ما ـ جسم ـ مقيد به بُعد مكان و زمان مي‎باشد، به اين معني كه وقتي جسم ما در زمان حال است، ديگر نمي‎تواند هم‌زمان در گذشته و يا در آينده باشد. يا وقتي جسم ما در يك مكان است، نمي‎تواند هم‌زمان در مكان يا مكان‌هاي ديگر باشد. اين محدوديت‌ها براي ابعاد متافيزيك وجود ما مصداق ندارد. پس انسان مي‎تواند از طريق چشم سوم به ماوراي بُعد مكان و زمان سفر كند. در اصل مي‎توان با كمك آجنا به مكان‌ها و زمان‌هاي ديگر در عالم فيزيكي و حتي در عوالم ديگر اشراف پيدا كرد. فخرالدين عراقي چنين بيان مي‎دارد كه:

گشت بيدار چشم دل، چو مرا       عالم از پيش جسم و جان برخاست

آجنا دريچه‌ي ورود به جهان‌هاي ماوراء و شاه‌راه حياتي براي رسيدن به جهان‌هاي ديگر مي‎باشد؛ به عبارت ديگر چشم سوم سرآغاز ارتباط انسان با جهان‌هاي معنوي است. چشم سوم مناسب‎ترين مكان براي اين كار در افراد اهل علم و دانش مي‎باشد. پس مي‎توان گفت، آجنا پلي بين سطح فيزيكي و سطوح معنوي است و راهي براي دست‎يافتن به واقعيت‎ها و توانايي‌هاي جهان‌هاي ديگر مي‎باشد.

حضرت آيت الله جوادي آملي ـ كه خداوند ايشان را محفوظ نموده و بر توفيقات ايشان بيفزايد ـ در كتاب «حكمت عبادات» در بحث عالم مُلك و ملكوت مي‌فرمايند: «ملكوت يعني باطن و مُلك يعني ظاهر. آنجا كه سبحان است، جاي ملكوت است (فسبحان الّذي بيده ملكوت كلّ شيء) و آنجا كه سخن از مُلك است جاي تبارك، (تبارك الّذي بيده الملك). بين ملك و ملكوت مثل ظاهر و باطن فرق است. او همگان را دعوت كرده كه سري به باطن عالم بزنيد و خود را ارزان نفروشيد. نه به خود اعتماد كنيد و نه به ديگران. راه رسيدن به باطن عالم را راهيان و واصلان اين راه تبيين كرده‌اند.» در جاي ديگري از همين مبحث ايشان مي‌فرمايند: «كسي كه به عالم ملكوت آشنا شد از آنجايي كه ملكوت يقين آور است، ديگر مردّد نيست و در هيچ امري شك ندارد.» (حكمت عبادات، ص56) ايشان هم‌چنين معتقد هستند كه از طريق عبادات ديني مي‌توان به ملكوت راه يافت؛ «حكمت عبادتْ راه پيدا كردن به ملكوت است. و مشاهده ملكوت با يقين همراه است و چيزي در عالم گرامي‌تر و گران‌تر از يقين نيست. خدا اين يقين را به افراد خاصي اعطا مي‌كند نه همگان.»

حضرت امام خميني سلام الله عليه در شروع كتاب نفيس آداب نماز مي‌فرمايند: «... متحيّراني هستيم كه چون كرم ابريشم از سلسله‌هاي شهوات و آمال بر خود تنيده و يكسره از عالم غيب و محفل انس چشم بريده؛ جز آن كه از بارقة الهيّه چشم دل ما را روشني بخشي...» (آداب نماز، ص1)

تيسراتيل محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام، اشراق، كشف و شهود مي‎باشد. آيت الله ممدوحي در توضيح يكي از عبارات علامه طباطبايي مي‌نويسد: «اگر كسي چشم باطنش باز شود امكان ندارد از شهود ظاهري پي به مشهود باطن نبرد» (طريق عرفان، ص44) هاتف اصفهاني با اشاره به همين مضامين مي‎گويد:

چشم دل باز كن كه جان بيني       آنچه ناديدني است آن بيني

چشم سوم در مباحث عرفاني از جايگاه ويژه‎اي برخوردار است. آجنا در مباحث عرفاني به چشم دل معروف مي‎باشد و بسياري از تجارب عرفاني به وسيله‌ي چشم دل كسب مي‎گردد؛ به عبارت ديگر چشم دل محلي براي رؤيت تصاوير و كسب تجارب معنوي و عرفاني مي‎باشد. فخرالدين عراقي دراين‌باره چنين سروده است:

ديده ادراك او ناظر احكام لوح       چشم دل پاك او مشرق ام‎الكتاب

دانشمند بزرگ و عالم متقي، استاد شيخ حسين انصاريان ـ كه خداوند بر طول عمر و توفيقات ايشان بيفزايد ـ در كتاب ارزشمند و گرانبهاي «تفسير جامع صحيفة سجاديه» چنين مي‌نويسند: «در صورتي كه ظاهر به آداب شريعت آراسته شود، و باطن به نور معرفت و اخلاق حسنه و ايمانِ كامل منور گردد، چشم دل براي ديدن حقايق باز مي‌گردد، و هر قلبي به تناسب قدرت و قوتش به تماشاي جلال و جمال و عظمت و جبروت موفق مي‌شود.» (ج1، ص133) ايشان هم‌چنين متذكر مي‌شوند كه: «هر قلبي را در توجه به حضرت او و درك حقايق ايماني ظرفيتي است كه برابر آن ظرفيت، قبول كنندة نور جمال است؛ چنانچه بيش از قدرت طلب شود به آن طلب پاسخ ندهند، كه پاسخ به طلب خارج از توان و قوت قلب، مساوي به باد رفتن هستي است، چنآن‌كه درآية 143 سورة مباركه اعراف، به اين معنا به‌طور صريح اشارت رفته است، و در اين زمينه مفسر بزرگ قرن و عارف عالي‌شأن در تفسير الميزان توضيحي عالمانه داده است.» (ج1، ص135)

مفسر كبير قرآن علامه سيد محمد حسين طباطبائي در تفسير شريف الميزان روايتي را نقل مي‌كنند كه حضرت امام صادق عليه‌السلام در جواب سوال «ابي بصير» فرمودند كه: مومن در قبل از دنيا، در دنيا و در قيامت خدا را مي‌بيند، ابي بصير خطاب به امام عرض كرد آيا اجازه دارم اين مطلب را از قول شما براي ديگران نقل كنم؟ حضرت فرمودند: نه، براي اين‌كه هر كسي معناي اين گونه مطالب را نمي‌فهمد آن وقت مردمِ جاهل گفتارت را شبيه به كفر مي‌پندارند، و نمي‌فهمند رؤيت به قلب غير از رؤيت به چشم است. هم‌چنين ايشان از نهج‌البلاغه نقل قول مي‌كنند كه حضرت علي عليه‌السلام فرمودند: «ديدگان او را (خدا) به رؤيت بصري نديده، وليكن دلهاست كه او را به حقيقت ايمان ديدار كرده است.» علامة طباطبائي هم‌چنين به نقل از حضرت امام رضا عليه‌السلام مي‌نويسند كه: «رسول خدا هر وقت در مقام بر مي‌آمد كه با چشم دل پروردگار خود را ببيند خداوند او را در نوري نظير نور حجاب‌ها قرار مي‌داد و در نتيجه هر چه در آن حجاب‌ها بود برايش روشن مي‌شد.» ايشان هم‌چنين مي‌نويسند كه «محمد بن فضيل» از امام ابي‌الحسن عليه‌السلام پرسيد آيا رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) پروردگار خود را مي‌ديد؟ امام فرمودند: آري با دل خود مي‌ديد. (ترجمه الميزان، ج8 ، ص341، ص340 و ص343)

نگاه كردن به ذات پاك پروردگار، با چشم دل و از طريق شهود باطن امكان پذير است و انسان را مجذوب آن ذات بي‌مثال و آن كمال و جمال مطلق مي‌كند، در اثر اين نگاه لذتي روحاني و وصف ناپذير به انسان دست مي‌دهد، كه يك لحظه‌ي آن از تمام دنيا و آنچه در دنيا است برتر و بالاتر مي‌باشد. پس اگر حجاب‌ها كنار رود و انسان خداوند را با چشم دل مشاهده كند، خواهد فهميد كه چيزي محبوب‌تر و لذت‌بخش‌تر از نگاه به پروردگار با چشم درون نيست.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي در تفسير نمونه ذيل بحث «لقاء الله چيست؟» توضيح مي‌دهند كه منظور از لقاء و ملاقات خداوند دو چيز مي‌تواند باشد. اول مشاهده‌ي آثار قدرت خداوند در صحنه‌ي قيامت و پاداش‌ها و كيفرها و نعمت‌ها و عذاب‌هاي او، دوم يك نوع شهود باطني و قلبي. ايشان در تكميل مطلب دوم مي‌فرمايند: «انسان گاه به جايي مي‌رسد كه گويي خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده مي‌كند، به طوري كه هيچگونه شك و ترديدي براي او باقي نمي‌ماند. اين حالت ممكن است بر اثر پاكي و تقوا و عبادت و تهذيب نفس در اين دنيا براي گروهي پيدا شود...» (تفسير نمونه، ج1، ص217)

ايشان هم‌چنين در جاي ديگري مي‌فرمايند: «اگر در روايات اسلامي يا آيات قرآن تعبير لقاي پروردگار آمده است، منظور همان مشاهده با چشم دل و ديده خرد است»، اين استاد بزرگ در تفسير «فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا» مي‌فرمايند: «لقاي پروردگار كه همان مشاهده باطني ذات پاك او با چشم دل و بصيرت درون است گرچه در اين دنيا هم براي مؤمنان راستين امكان پذير است اما ... اين مسئله در قيامت به خاطر مشاهده آثار بيشتر و روشنتر و صريحتر جنبه همگاني و عمومي پيدا مي‌كند.» (تفسير نمونه، ج12، ص577)

اين مرجع تقليد عظيم الشأن در جاي ديگري از تفسير نمونه مي‌نويسند: «مشاهده خداوند با چشم دل هم در اين جهان ممكن است و هم در جهان ديگر و مسلماً در قيامت كه ذات پاك او ظهور و بروز قويتري دارد اين مشاهده قويتر خواهد بود.» ايشان معتقدند كه «چشم سر آثار را مي‌بيند و چشم دل آفريننده آثار را». پس لقاي معنوي پروردگار در قيامت رخ مي‌دهد، هنگامي كه حجاب‌هاي عالم دنيا كنار رود و غبارهاي شهوات و هوس‌ها فرو نشيند، پرده‌ها برداشته شود و انسان با چشم دل جمال دل آراي محبوب را ببيند، بر بساط قربش گام نهد و به حريم دوست راه يابد. (تفسير نمونه، ج2، ص88 و ج19، ص385)

روحاني گرانقدر جناب آقاي صادق حسن‌زاده، مترجم كتاب «رساله الولايهِ» علامه طباطبايي در پاورقي ترجمه‌ي كتاب مذكور چنين آورده است: «از اين آيه شريفه (آيه 14 سوره مطفّفين) استفاده مي‌شود كه همانا مشاهدة آيات الهي كه از چشم غير اهل يقين، مستور است و پرده و حجاب بر آنها كشيده شده، به وسيله چشم دل است نه چشم ظاهري؛ پس براي دل چشم است همانطور كه داراي اعضاي حسي ديگر نيز هست. و در تأييد اين معنا، آيات زيادي در قرآن كريم است. (مانند آية 9 سورة ياسين، آية 171 سورة بقره و آية 46 سورة حج) » (طريق عرفان، ص123 و 124)

آجنا وسيله‎اي براي تله‎پاتي است. تله‎پاتي به معني ايجاد ارتباط از طريق افكار و بدون استفاده از ابزار فيزيكي و حواس پنج‌گانه و كلام مي‎باشد. همه‌ي انسان‌ها با‎لقوه داراي استعداد تله‎پاتي مي‎باشند. اين پديده در انسان‌هاي اوليه يك راه ارتباطي معمول بوده است. در صورتي‌كه چشم سوم فعال و باز باشد، انسان‌ها مي‎توانند به راحتي از طريق تله‎پاتي با يكديگر در ارتباط باشند. همه مي‎دانند كه عاشقان چگونه هنگامي كه دور از هم به سر مي‎برند، از طريق فكر با هم ارتباط برقرار مي‎كنند، در اين موارد، علت اين است كه عشق، امواج مغزي را با هم هماهنگ مي‎كند. مادران هر گاه فرزندانشان در خطر باشند، آگاه مي‎شوند، حتي اگر هزاران كيلومتر از آنها دور باشند.

با اوصاف فوق شما مي‎توانيد از طريق چشم سوم  براي هر كس كه بخواهيد پيام بفرستيد؛ براي اين منظور هنگامي كه روي چاكراي ششم تمركز مي‎كنيد، تصوير شخصي را كه مي‎خواهيد به او پيام بدهيد مجسم كنيد، او را در حال دريافت پيام ببينيد. ممكن است مدتي طول بكشد، اما به هر حال او دريافتي از شما خواهد داشت. اگر شما براي اين تمرين با كسي قرار بگذاريد، موفقيت بيشتري خواهيد داشت.

آجنا مي‎تواند عامل ارتباط ما با موجودات ديگر باشد. از طريق اين ساختار مي‎توان با موجودات فيزيكي غير از انسان مانند گياهان و جانوران ارتباط برقرار ساخت. به عبارت ديگر، انسان مي‎تواند با كمك چشم سوم و تله‎پاتي با جانوران و گياهان ارتباط گرفته، يا به اصطلاح با آنها صحبت كند. هم‌چنين از طريق چشم سوم مي‎توان با موجودات ماورائي ارتباط گرفت. در حال حاضر بر روي كره‌ي زمين كه بخش بسيار بسيار كوچكي از جهان فيزيكي مي‎باشد، بيش از يك ميليون و دويست هزار گونه موجود زنده شناسايي شده است. با وجود اين همه موجود در اين كره‌ي خاكي كوچك، آيا به نظر شما ساير كرات موجود در جهان فيزيكي، خالي از موجودات و مخلوقات مي‎باشد؟ و آيا ساير جهان‌ها (بخش‌هاي ديگر جهان هستي به غير از جهان فيزيكي) از موجودات و مخلوقات تهي مي‎باشد؟ به استناد مطالب ديني و يافته‎هاي علمي، مي‎توان ادعا نمود كه در ساير بخش‌هاي جهان هستي نيز مخلوقاتي زيست مي‎كنند. بخش زيادي از اين مخلوقات، موجودات ماورايي‎اند، كه در حالت عادي و با حواس فيزيكي نمي‌توان آنها را رؤيت نمود ولي با كمك چشم سوم مي‎توان اين موجودات را احساس، ادراك و رؤيت نمود و با آنها ارتباط برقرار كرد. فرشته و جن از جمله مشهورترين و معروف‎ترين موجودات ماورايي مي‎باشند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 11:48  توسط ثریا  |