Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383
آجنا يك كلمهي سانسكريت به معني فرمان، سركردگي، سامان، اطاعت
كردن، درك كردن و بهطور كامل فهميدن است. دروازهي اثيري بدان سبب گفته ميشود كه چشم سوم راه و دروازهي ورود به جهان اثيري ـ بخش دوم جهان هستي ـ ميباشد.
چاكرا، مراكز ورود و خروج انرژي در هالهي نوراني انسان ميباشد. چاكراهاي اصلي 7 عدد ميباشند، كه با شمارههاي يك تا هفت مشخص ميشوند. چشم سوم منطبق بر چاكراي اصلي شمارهي شش است، بدين جهت به آن چاكراي ششم، چاكراي پيشاني و چاكراي گورو ميگويند. محل قرار گرفتن اين چاكرا در وسط پيشاني است. اين چاكرا پل ارتباطي با گورو (استاد درون) ميباشد.
چشم سوم ساختاري در كالبد اثيري ما ميباشد. دانشمندان معتقدند كه كالبد اثيري يك تودهي حاوي حدود (چهار ضربدر ده به توان بیست و یک) ذرهي اثير است و دورهي حيات آن بهطور متوسط حدود (ده به توان بیست و دو) سال است. كالبد اثيري با اسامي ديگري همچون كالبد لطيف، كالبد ظريف، كالبد نوراني، كالبد شفاف، كالبد ستارهاي، كالبد اختري، كالبد آسترال، همزاد، پرياسپيريت، روانپوش، بدن برزخي و بدن مثالي خوانده ميشود. اين كالبد در شكل ظاهري بسيار شبيه كالبد فيزيكي است. ولي نسبت به كالبد فيزيكي رقيقتر و لطيفتر ميباشد. كالبد اثيري از جنس ماده نيست، بلكه از جنس و ماهيت خاصي به نام «اثير» يا «اتر» ميباشد. اثير در لغت به معني عالي، برگزيده و مكرم آمده است. در متافيزيك اثير به معني ماهيت لطيف و غير مادي است كه بوجود آورندهي كالبد اثيري ميباشد. (گرمي تن را همي خواند اثير)
ماده داراي سه حالت جامد، مايع و گاز است. در حالت جامد مولكولها به شكل بسيار فشرده ومنقبض در كنار هم قرار ميگيرند. در حالت مايع فشردگي مولكولها كمتر ميشود و در حالت گاز اين فشردگي بسيار كاهش مييابد، بهطوري كه گازها در يك فضا پراكنده ميشوند و تمام آن فضا را در بر ميگيرند. به بيان سادهتر ميتوان گفت كه اثير، يك ماهيت فراتر از گاز ميباشد. به عبارت ديگر اثير رقيقتر و منبسطتر از گاز است، به همين دليل اثير تمام قسمتهاي جهان اثيري را در بر گرفته است، همان طور كه گازها تمام بخشهاي كرهي زمين را دربر گرفتهاند و در همه جاي آن نفوذ كردهاند. كالبد اثيري در حال حاضر با ما و در انطباق با كالبد فيزيكي ما قرار دارد، ولي افراد معمولي آن را احساس نميكنند. كالبد اثيري همان تصويري است كه در خواب از خودمان و يا ديگران ميبينيم.
چشم سوم يك ساختار فيزيكي نيست و نبايد در كالبد فيزيكي به دنبال آن باشيم، چرا كه در اين كالبد چيزي نخواهيم يافت. وقتي كالبد اثيري و كالبد فيزيكي بر هم منطبق ميشوند، محل قرار گرفتن چشم سوم در كالبد اثيري منطبق بر وسط پيشاني در جسم فيزيكي ميشود. البته براي رسيدن به محل دقيق چشم سوم بايد از وسط پيشاني حدود پنج سانتيمتر به داخل و عمق پيشاني و به زير مغز نفوذ كرد. چشم سوم ماوراي مكان و زمان در انديشه است.
پس چشم سوم، ساختاري است كه وجود خارجي دارد، داستان و افسانه نيست، اما وجود آن فيزيكي و مادي نميباشد، بلكه متافيزيكي و اثيري است. بعضي افراد به اشتباه فكر ميكنند فقط چيزهاي فيزيكي وجود خارجي دارند.
مر دلم را پنج حس ديگر است حس دل را هر دو عالم منظر است
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 19:32  توسط ثریا
|